امروز دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ شما در دوستی ها هستید.
به سایت دوستی ها خوش آمدید.

حسین پناهی: اجازه…! اشک سه حرف ندارد …، اشک خیلی حرف دارد!

دانلود آهنگ جدید پازل باند به نام چی میشه
Puzzle Band - Chi Mishe - New Song
  • ترانه و آهنگ
  • کارتون و انیمیشن
  • فیلم و سريال ایرانی
  • فیلم و سریال خارجی
  • کلیپ و مستند

یکی از بزرگترین فجایع تاریخ فوتبال دنیا در شهر چوار استان ایلام

بزرگترین فجایع تاریخ فوتبال دنیا در شهر چوار

 مسابقه رأس ساعت 16 با سوت داور مسابقه (حمیدرضا رضایتی) آغاز شد. در ترکیب تیم منتخب چَوار بازیکنانی همچون مجتبی ناصری، عباس خداویسی، علی قیطاسی، حسین هزاوه، صیدمحمد زارعی، یونس تلوکی، علی عباسی، گل مراد فاضلی، سلمان کرد، عزت خیرالهی، جلیل اسدی، محسن بسطامی، امیدعلی خداویسی، رحمت محمودی و عباس کمری حضور داشتند. سهراب عظیمی سرپرست و حسین هزاوه سرمربی، بازیکن تیم منتخب چَوار بودند.

 

برچسب ها:

دانلود

مجموعه 40 داستان کوتاه زیبا و شنیدنی از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

داستانهایی زیبا از حضرت فاطمه زهرا

شوخى زن و شوهر با رضايت خداوند

سمان فارسى حكايت نمايد:

روزى حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها بر پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله وارد شد.

وقتى رسول خدا چشمش بر چهره فاطمه افتاد، او را گريان و غمگين ديد، به همين جهت علّت را جويا شد؟

حضرت زهراء سلام اللّه عليها در پاسخ پدر اظهار داشت : اى رسول خدا! روز گذشته بين من و همسرم ، علىّ بن ابى طالب عليه السلام جريانى اتّفاق افتاد كه با يكديگر ضمن صحبت ، شوخى و مزاح مى كرديم و من جمله اى را به عنوان شوخى به شوهرم گفتم ، كه موجب ناراحتى او شد.

و چون احساس كردم كه همسرم ناراحت است ، از سخن خويش غمگين و پشيمان گشتم و از او خواهش كردم تا از من راضى و خوشحال گردد.

و او نيز عذر مرا پذيرفت و شادمان شد و با خنده روئى با من مواجه گشت و احساس كردم كه از من راضى مى باشد؛ ولى اكنون از خداى خود وحشت دارم كه مبادا از من خشمگين و ناراضى باشد.

رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله با شنيدن چنين مطالبى اظهار نمود: اى دخترم ! همانا رضايت و خوشنودى شوهر همانند رضايت و خوشنودى خداوند متعال خواهد بود و غضب و ناراحتى شوهر سبب نارضايتى و ناراحتى خدا مى گردد.

و سپس افزود: هر زنى كه خداوند را همچون حضرت مريم عبادت و ستايش كند؛ وليكن شوهرش از او ناراضى باشد، عبادات و اعمال او مقبول درگاه خدا قرار نمى گيرد.

اى دخترم ! بدان كه بهترين اعمال ، فرمان بُردارى و تبعيّت از شوهر است ، البتّه در مواردى كه خلاف اسلام و قرآن نباشد بعد از آن ، بهترين كارها براى زن ريسندگى است ، يعنى كارهاى سبك و فردى ، به دور از نامحرمان را انجام دهد.

اى دخترم ! هر زنى كه زحمات و مشقّات خانه دارى را تحمّل كند و خانه دارى نمايد و براى رفاه و آسايش اعضاء خانواده اش تلاش ‍ نمايد، همانا او اهل بهشت خواهد بود.

 

برچسب ها:

تا در را باز كردم، اوه… چه شكلی!داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟ گفت: نه!گفتم: چطور با یك دختر به این زیبایی تو در یك اتاق هستی…..

 

برچسب ها:

اشک بارترین سرشماری

سلام مادر، از سازمان آمار نفوس و مسکن مزاحم می شم، شما چند نفرید؟ مادر، سرش را پایین می اندازد و سکوت می کند.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، به مناسبت آغز سرشماری نفوس در کشور ، این چند خط به یاد اصلی ترین نفوس این سرزمین نگاشته شده:

سلام مادر، از سازمان آمار نفوس و مسکن مزاحم می شم، شما چند نفرید؟

مادر، سرش را پایین می اندازد و سکوت می کند.

مادر:میشه خونه ما بمونه برای فردا؟

چرا مادر؟

آخه شاید از پسرم خبری برسه…

 

برچسب ها:

نكته‌اي‌ كه‌ حائز اهميت‌ است‌، اين‌ است‌ كه‌ لحظه‌اي‌ كه‌ حال‌ دختر به‌ هم‌ مي‌خورد، دقيقاً مقارن‌ با همان‌ لحظه‌اي‌ بوده‌ كه‌ بنده‌ حاجت‌ اولم‌ را در كنار حجر اسماعيل‌ از خدا خواستم‌.
آیت الله شیخ محمد یزدی رئیس اسبق قوه قضاییه در بخشی از خاطرات خود به مرگ ناگوار دختر خویش اشاره می کند.

به گزارش پارسینه؛ متن این خاطره بدین شرح است:

خداوند متعال‌، به‌ دنبال‌ قضيه‌ ازدواج‌ به‌ بنده‌ دختري‌ عنايت‌ كرد؛ منتها اين‌ دختر پس‌ از مدت‌ كوتاهي‌ مبتلا به‌ حالت‌ «غشوه‌» شد و ما هم‌ به‌ ناچار درگير معالجه‌ شديم‌ و اين‌ امر غير از فشار روحي‌، براي‌ ما فشار اقتصادي‌ را هم‌ در پي‌ داشت‌؛ چون‌ با زندگي‌ طلبگي‌، پرداخت‌ وجه‌ دكتر و دارو كار آساني‌ نبود.
به‌ هر تقدير بنده‌ پيگير معالجه‌ دختر بودم‌ و كارهايش‌ به‌ عهده‌ من‌ بود.

به‌ همين‌ جهت‌ علاقه‌ عاطفي‌ شديدي‌، بين‌ ما ايجاد شد و بنده‌ هم‌ از پول‌ شهريه‌ و درآمد مربوط‌ به‌ ايام‌ تبليغ‌، در ابتدا هزينه‌ معالجه‌ او را برمي‌داشتم‌ و كنار مي‌گذاشتم‌.

به‌ تدريج‌ كه‌ اين‌ دختر بزرگ‌ شد، از خانه‌ بيرون‌ مي‌آمد و مشكل‌ دو چندان‌ گشت‌.هر بار كه‌ كسي‌ به‌ او تنه‌ مي‌زد، در ميان‌ كوچه‌ و خيابان‌، مي‌افتاد و غش‌ مي‌كرد.چند بار كه‌ اين‌ منظره‌ پيش‌ آمد، من‌ خيلي‌ منقلب‌ شدم‌.

چند بار او را براي‌ معالجه‌ به‌ تهران‌ بردم‌ و تلاشم‌ اين‌ بود كه‌ وظايف‌ شرعي‌ام‌ را در خصوص‌ معالجه‌ او به‌ خوبي‌ انجام‌ دهم‌.
و در اين‌ مورد همسرم‌ بسيار صبور و حليم‌ برخورد مي‌كرد و هر بار كه‌ من‌ تحملم‌ را از دست‌ مي‌دادم‌، به‌ من‌ دلداري‌ مي‌داد كه‌ بايد اين‌ وضع‌ را تحمل‌ كنيم‌ و به‌ نحوي‌ تقسيم‌ كار كنيم‌ كه‌ به‌ هيچ‌ كدام‌ فشار نيايد.
گهگاه‌ در منزل‌ اجاره‌اي‌ و منازل‌ اين‌ و آن‌ كه‌ مدتي‌ را در آنها گذرانديم‌، برخوردها و تنش‌هايي‌ ميان‌ بچه‌هايم‌ به‌ وجود مي‌آمد و موجب‌ اوقات‌ تلخي‌ مي‌شد.

تا اين‌ كه‌ براي‌ بنده‌ مسافرت‌ به‌ خانه‌ خدا پيش‌ آمد.

وقتي‌ به‌ حج‌ رفتم‌، در ذهنم‌ بود كه‌ مي‌گويند در اولين‌ سفر زيارتي‌ به‌ بيت‌الله، سه‌ حاجت‌ از حوائجي‌ كه‌ زائر از خدا بخواهد، قطعاً روا مي‌شود.

اين‌ مطلب‌ را هم‌ از زبان‌ بزرگان‌ و هم‌ در كتاب‌ شرايع‌ در فصل‌ مربوط‌ به‌ حج‌ خوانده‌ بودم‌.
به‌ هر حال‌ وقتي‌ به‌ كنار ديوار خانه‌ خدا رسيدم‌، در حجر اسماعيل‌، نخستين‌ حاجتم‌ را از خدا خواستم‌، عرض‌ كردم‌: خدايا! اين‌ دختري‌ كه‌ به‌ ما داده‌اي‌، از آنجا كه‌ بنده‌ به‌ لحاظ‌ طلبگي‌ تعلق‌ به‌ امام‌ زمان‌(عج‌) دارم‌، اين‌ هم‌ ناموس‌ امام‌ زمان‌ محسوب‌ مي‌شود.

لذا براي‌ من‌ ناگوار است‌ كه‌ اين‌ دختر در كوچه‌ زمين‌ بخورد و بيهوش‌ شود و رهگذران‌ او را به‌ اين‌ وضع‌ ببينند.

بنابر اين‌ اگر قابل‌ شفا يافتن‌ است‌، او را حفظ‌ كن‌ و گرنه‌، خير.
بعد از گفتن‌ اين‌ جملات‌ حوائج‌ ديگرم‌ را هم‌ مطرح‌ كردم‌.
بعد از سفر حج‌ نيز به‌ عراق‌ سفر كردم‌ و پس‌ از آن‌ به‌ ايران‌ بازگشتم‌.
وقتي‌ به‌ خانه‌ آمدم‌، مشاهده‌ كردم‌ كه‌ بچه‌ نيست‌.
ابتدا خبر را به‌ ما ندادند و شايد كمتر از 24 ساعت‌، ما را سرگردان‌ كردند و بعد گفتند كه‌ از دنيا رفته‌ است‌.

نكته‌اي‌ كه‌ حائز اهميت‌ است‌، اين‌ است‌ كه‌ لحظه‌اي‌ كه‌ حال‌ دختر به‌ هم‌ مي‌خورد، دقيقاً مقارن‌ با همان‌ لحظه‌اي‌ بوده‌ كه‌ بنده‌ حاجت‌ اولم‌ را در كنار حجر اسماعيل‌ از خدا خواستم‌.

با جناق‌ ما كه‌ فرد پرتلاش‌ و فعالي‌ بود و او هم‌ به‌ تازگي‌ فوت‌ شد، علاقه‌ زيادي‌ به‌ بنده‌ داشت‌ و در خلال‌ مدتي‌ كه‌ من‌ در سفر بودم‌، مراقب‌ وضع‌ دخترام‌ بود و حتي‌ مي‌گفت‌: وقتي‌ به‌ حال‌ احتضار درآمد، من‌ دعا كردم‌ كه‌ خدايا! اگر هم‌ مي‌خواهي‌ اين‌ دختر را ببري‌، طوري‌ شود كه‌ بعد از مراجعت‌ پدرش‌ از سفر، از دنيا برود.

دكتر معالج‌ دختر كه‌ به‌ طور مداوم‌ بالاي‌ سرش‌ بود، از مرگ‌ ناگهاني‌ او اظهار تعجب‌ مي‌كرد و مي‌گفت‌: با وجودي‌ كه‌ مراقبتها شديدتر بود و داروهايش‌ را به‌ موقع‌ مصرف‌ نمي‌كرد، نمي‌دانم‌ چرا اين‌ اتفاق‌ افتاد؟ بعد از فوت‌ دختر و در واقع‌ اتمام‌ امتحان‌ صبر و تحمل‌ ما، زندگي‌ بنده‌، رنگ‌ ديگري‌ پيدا كرد و به‌ موفقت‌هايي‌ نائل‌ شدم‌ گاهي‌ اوقات‌ به‌ دوستان‌ عرض‌ مي‌كردم‌ و مي‌كنم‌ كه‌ گرفتاريهايي‌ كه‌ بعضاً در درون‌ خانواده‌ پيش‌ مي‌آيد، گاه‌ نعمت‌ الهي‌ است‌ و مقدمه‌ پيروزي‌ است‌.

خداوند موسي‌(ع‌) را در بيابان‌ گرفتار كرد و ناچار شد به‌ كار چوپاني‌ بپردازد.

اين‌ در واقع‌ مرحله‌ پرورش‌ روح‌ اين‌ انسان‌ بود و خداوند مي‌خواست‌ او را آماده‌ كند و بياموزد تا بتواند مسؤوليت‌هاي‌ بزرگ‌ را به‌ عهده‌ بگيرد.
به‌ نظر من‌، مصيبت‌ آن‌ دختر ناكام‌، يك‌ امتحان‌ الهي‌ بود تا بنده‌ و خانواده‌ ظرفيت‌ و حوصله‌ و بردباري‌مان‌ بيشتر شود.

 

برچسب ها:

زندگى بزرگان مخصوصاً اولیاى الهى دانشگاهى است انسان‌ساز كه شاگردان آن سلمانها و ابوذرها هستند و بهترین عمل تدبر و تفكر و اندیشه در زندگى اولیاء الهى است .

زیباترین صورتهاى معشوق حقیقى در هر زمان و مكانى تمامى فرزندان آدم (ع) را به عشق بازى فرا مى‌خواند ، اما آدمزادگان چنان سرگرم خورد و خوراك و پوشاكند كه از تمام فریادهاى بلند جهان هستى حتى ندایى ضعف را نمى‌شنود .

حضرت امیرالمؤمنین (ع) در بیانى نورانى مى‌فرمایند : مایه عبرت بشر بسیار است ولیكن عبرت آمرزان اندك‌اند .

و نداى ملكوتى فرشته وحى به تمامى بشر امر می‌كند : اگر دلى بیدار باشد خواهد دید كه سراسر جهان هستى فریاد برمى آورند ، یكى هست و نیست جز او.

لیكن اقتضاى زندگى مادى ، انسان را از مسیر حق غافل مى كند؛ لذا خداوند انبیاء و اولیاء خود را براى بیدار كردن فطرت خفته بشر مى‌فرستد تا شاید انسان خاك نشین نظرى به افلاك كند و همراه آخرین فرستاده خود ثقل اكبر و نور مبین قرآن كریم را نازل مى‌كند و در آن قصه و داستان گذشتگان را بیان مى كند تا شاید « عبرت آموزان » عبرت بگیرند .

در ادامه حکایتی درباره صدقه دادن است که حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان آن را نقل کرده‌اند:

مردی بنام عابد، از نیكان قوم موسی، سی سال از حضرت حق درخواست فرزند داشت ولی دعایش به اجابت نرسید . به صومعه یكی از انبیای بنی اسرائیل رفت و گفت : ای پیامبر خدا ! برای من دعا كن تا خدا فرزندی به من عطا كند ، من سی سال است از خدا درخواست فرزند دارم ولی دعایم به اجابت نمی رسد .

آن پیامبر دعا كرد و گفت: ای عابد ! دعایم برای تو به اجابت رسید ، به زودی فرزندی به تو عطا می شود ، ولی قضای الهی بر این قرار گرفته كه شب عروسی آن فرزند شب مرگ اوست !

عابد به خانه آمد و داستان را برای همسرش گفت؛ همسرش در جواب عابد گفت: ما به سبب دعای پیامبر از خدا فرزند خواستیم تا در كنار او در دنیا راحت بینیم، چون به حد بلوغ رسد به جای آن راحت ، ما را محنت رسد ، در هر صورت باید به قضای حق راضی بود. شوهر گفت : ما هر دو پیر و ناتوان شده ایم چه بسا كه وقت بلوغ او عمر ما به پایان رسد و ما از محنت فراق او راحت باشیم .

پس از نُه ماه پسری نیكو منظر و زیبا طلعت به آنان عطا شد؛ برای رشد و تربیت او رنج فراوان بردند تا به حد رشد و كمال رسید؛ از پدر و مادر درخواست همسری لایق و شایسته كرد ؛ پدر و مادر نسبت به ازدواج او سستی روا می داشتند ، تا از دیدار او بهره بیشتری برند ؛ بناچار كار به جایی رسید كه لازم آمد برای او شب زفاف برپا كنند ؛ شب عروسی به انتظار بودند كه چه وقت سپاه قضا درآید و فرزندشان را از كنار آنان برباید، عروس و داماد شب را به سلامت به صبح رساندند و هم چنان به سلامت بودند تا یك هفته بر آنان گذشت ، پدر و مادر شادی كنان به نزد پیامبر زمان آمدند و گفتند : با دعایت از خدا برای ما فرزندی خواستی و گفتی كه شب زفاف او با شب مرگ او یكی است ، اكنون یك هفته گذشته و فرزند ما در كمال سلامت است !

پیامبر گفت : شگفتا ! آنچه من گفتم از نزد خود نگفتم ، بلكه به الهام حق بود ، باید دید فرزند شما چه كاری انجام داد كه خدای بزرگ ، قضایش را از او دفع كرد . در آن لحظه جبرئیل امین آمد و گفت : خدایت سلام می رساند و می گوید : به پدر و مادر آن جوان بگو: قضا همان بود كه بر زبان تو راندم ، ولی از آن جوان خیری صادر شد كه من حكم مرگ را از پرونده اش محو كردم و حكم دیگر به ثبت رساندم ، و آن خیر این بود كه : آن جوان در شب عروسی مشغول غذا خوردن شد ، پیری محتاج و نیازمند در خانه آمد و غذا خواست ، آن جوان غذای مخصوص خود را نزد او نهاد ، آن پیر محتاج غذا را كه در ذائقه اش خوش آمده بود ، خورد و دست به جانب من برداشت و گفت : پروردگارا ! بر عمرش بیفزا . من كه آفریننده جهانم به بركت دعای آن نیازمند هشتاد سال بر عمر آن جوان افزودم تا جهانیان بدانند كه هیچ كس در معامله با من از درگاه من زیانكار برنگردد و اجر كسی به دربار من ضایع و تباه نشود.

 

 

برچسب ها:

اینقدر جلسه‌هایی هست که پایش به هیچ جا بند نیست.چند وقت پیش یک کسی گفت: من نذر کردم حورالعین را ببوسم. گفتم: غلط کردی. حورالعین دست تو نیست که ببوسی.
به گزارش مشرق به نقل از برنا، حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن که امشب از تلویزیون پخش می‌شود درباره اهداف و برنامه‌های شیطان سخن گفته است. همچنین وی در این جلسه درباره ترویج برخی از جلسات و عقاید نادرست سخن گفته که یکی از آنها سفره‌هایی است که با عنوان ختم انعام برپا می‌شود اما هدف این گونه مجالس مشخص نیست و چه بسا در آنها اصراف نیز مشاهده می‌شود. در ادامه ایشان می‌گوید:

هدف شیطان چیه؟ هدف شیطان، اول که می‌خواهد شما هدایت نشوید. اگر بداند می‌زند سین که اصلاً دین را نپذیرید. اگر دین را پذیرفتی می‌گوید: «ضَلالاً بَعیداً». یک گمراهی خیلی دور که اصلاً راهی برای برگشت نباشد، گاهی هم اگر نتوانست گمراه کند، خوب مسلمان هستی اما کینه‌ای می‌شوی. ماه رمضان است دو تا هم حاج خانم هستند، هر دو هم مسلمان هستند، چادر مشکی نمی‌دانم، روضه، حج، عمره، مشهد، زیارت، جمکران، دعا، الغوث، الغوث، همه‌ی عبادت‌ها را می‌کند. اما با فلانی قهر است. کینه، قلبی که کینه دارد خطرناک است.

مثل لیوانی که سوسک در آن است. شما آبش نمی‌کنی. سعی کنیم، حالا بیننده‌ها ماه رمضان بحث را می‌بینند. همین الآن تلفن کن، با هرکس قهر هستی زنگ بزن بگو: آقاجان، ما یک مسأله‌ای داشتیم، یک خرده از هم ناراحت شدیم، به احترام ماه رمضان اگر من بد کردم شما من را ببخش. اگر شما هم اشتباه کردی من تو را می‌بخشم. دیگر حالا حرفها را هم سبز نکن. نقش قبر نکن که تقصیر با چه کسی بوده است.

حالا یا تقصیر با من، یا تقصیر با تو، هرچه بوده ببخشید. این قلب شسته می‌شود. قلبی که کینه در آن نباشد. «یریدُ الشَّیطانُ أَنْ یوقِعَ بَینَکُم‏». نه شیطان می‌خواهد، اراده‌ی شیطان این است که بینتان کینه باشد. حدیث داریم مسلمان اگر با هم قهر کرد سه روز بیشتر حق ندارد قهر کند. روز چهارم باید آشتی کند. پیغمبر فرمود: اگر روز چهارم آشتی نکنند، هیچ کدام از این دو را من به عنوان مسلمان خوب قبول ندارم.

انسان را به گناه هل می‌دهد. «یأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاء». به عقاید خرافی هل می‌دهد. من تعجب می‌کنم یک افرادی یک کتابهایی می‌خوانند، کتاب‌های عرفان، این عارف را می‌شناسی، نه شنیدم… چند سال درس خوانده؟ کجا درس خوانده؟ چه کسی این را معرفی کرده؟ چه سابقه‌ای دارد؟ به چه دلیل این کتاب را می‌خوانی؟ به چه دلیل جلسه‌ی ایشان می‌روی؟ آخر در مملکتی که اینقدر اسلام‌شناس درجه یک هست تو جلسه‌ی فلانی می‌روی؟ختم انعام است، ببینم پرسیدی ختم انعام با ختم اعراف چه فرقی دارد؟ سوره‌ی انعام با باقی سوره‌ها هیچ فرقی ندارد.

این ختم انعام یک چیزی است در زن‌ها و مردها راه افتاده پایش به هیچ جا بند نیست. سوره‌ی انعام سوره‌ی قرآن است، اما سوره‌ی انعام و سوره‌ی اعراف فرقی ندارد. هیچ فرقی ندارد. من تحقیق کردم. همینطور یک مرتبه، آنوقت چه ختم انعام‌هایی، چه دیگ‌های شله زردی، چه آش رشته‌هایی، می‌خورند و آروغ می‌زنند، بعد هم سوره‌ی انعام می‌خوانند. بعد هم این برنامه پایش به کجا بند است؟ این همه اسلام شناس است. الو سلام علیکم! این ختم انعام پایش به کجا بند است؟

همینطور اینقدر جلسه‌هایی هست که پایش به هیچ جا بند نیست. نذرهایی که پایش به جایی بند نیست. چند وقت پیش یک کسی گفت: من نذر کردم حورالعین را ببوسم. گفتم: غلط کردی. حورالعین دست تو نیست که ببوسی. تو باید نذر کنی چیزهایی که در اختیار تو است. مثل اینکه نذر کنی اسب ابالفضل را نعل بزنی. حالا مثلاً اسب ابالفضل هست که شما نعل بزنی؟ یک نذرهایی می‌کنند که … نذر کردند گوسفند بکشند. ببینم خانم با پول کی؟ پول داری نذر کن، با پول شوهرت! شوهرت باید نذر کند. این پول شوهرش را می‌گیرد، نذر می‌کند. مثل آقایی که ماه رجب می‌خواست دعا بخواند، ریش نداشت که چنین کند. ریش بغلی را گرفت و چنین کرد. (خنده حضار) این… شما با پول شوهرت که نمی‌توانی نذر کنی. البته حالا زن و شوهر یکی هستند. ولی خوب گاهی هم مرد یک مشکلاتی دارد و آمادگی ندارد که حالا مبلغی برای گوسفند بدهد.

 

برچسب ها:

بسم الله الرحمن الرحيم

محضر مرجع عالى قدر، حضرت آيت الله العظمى صافى گلپايگانى

با عرض سلام خدمت شما

جوانان در عين حالى كه شب و روز به زندگى دنيوى مشغول هستند، در باطن ذات و نفس خويش نيز زندگى [مرموز]و پوشيده اى دارند و اگر چه توجهى به آن زندگى ندارند و آن را به كلّى فراموش كرده اند، ليكن با داشتن روح و افكار و عقايد حَقّه، اخلاق پسنديده و اعمال شايسته مى توانند سبب استكمال و ترقّىِ روحانى خود گردند و سعادت و كمال خود را فراهم سازند، در صورتى كه اكثر جوانها با عقايدى باطل و اخلاق زشت و اعمالى[ناشايست] باعث نقصان، شقاوت و انحراف نفسانى خود شده اند و به آن مشغول هستند.به عقيده من بايد اين قشر از افراد را راهنمايى كرد و آنها را در صراط مستقيم، تكامل بخشيد تا جوهر ذات و حقيقتش پرورش و تكامل يافته و به عالم روحانيت صعود و رجوع پيدا كند و اگر آنها تمام كمالات روحانى و اخلاق پسنديده انسانى را فداى ارضاى قواى حيوانى كنند و اسير خواسته هاى نفسانى شوند و به صورت حيوانى هوسران، كامجو و يا ديوى درنده و خونخوار در آيند، چنين كسانى از صراط مستقيم تكامل انحراف يافته و در واديهاى هلاكت و شقاوت سرگردان خواهند شد. در صورتى كه در حال حاضر، حتى دختران محصّل، در مدرسه هاى راهنمايى، نه دبيرستان[ها] و نه دانشگاهها، در مدرسه هاى راهنمايى، دختران و پسران، در واديهاى هلاكت و شقاوت سرگردانند و عده معدودى كه در اين مسير قرار نگرفته اند و سعى دارند جوهر ذات و انسانيت شان را كامل كنند و از صراط مستقيم انسانيت به عالم سرور و منبع كمالات رجوع كنند، تحت تأثير عده اى زياد از آنهاييكه راه مستقيم ديانت را هم فراموش كرده اند و از پيمودن صراط دقيق انسانيت عاجز شده اند، قرار گرفته و جز زندگى سخت و سقوط در هاويه جحيم، سرنوشتى نخواهند داشت.ما از بسيارى از اين رويدادها غافليم، غالب انحرافات و نزاعهايى كه در بين نوجوانها و جوانهاى اين مرز و بوم بوجود مى آيد در پرونده هاى دادگسترى بايگانى مى شود و تا آنجا كه به قتل منتهى نگردد، به روزنامه ها سرايت نمى كند و اگر هم به قتل منتهى گردد، بسيارى از روزنامه ها منتشر نمى كنند، پس بايد هوشيار باشيم، كنجكاو باشيم و حداقل به كسانى كه در اين مسير قرار نگرفته اند و يا سست اراده هستند، از راه معنويت كمك كنيم.چون آنچه مسلم است و انحرافات جنسى را افزايش مى دهد، فقدان معنويت است; مشكل اصلى ما در اين است كه فقط به خودمان توجّه مى كنيم; بايد افكار خودمان را، نظريات خودمان را فراتر از محدوده خود قرار دهيم; در هر كشورى وقتى معنويت كم شود و يا رو به سقوط رود، به تدريج مفاسد اجتماعى و در رأس آن انحرافات جنسى افزايش مى يابد و بطور كلّى، عدّه اى از نوجوانان كه راه حق و ايمان را دوست مى دارند، راز و نياز با معبود خود را، دوست مى دارند و از اينگونه بى حجابى ها و از اينگونه خودنمايى ها ناراحت مى شوند، وقتى در جوّى نامناسب قرار مى گيرند، درجوّى كه هر نوجوان دختر و پسرى با فردى از جنس مخالف دوست است و مدام با او در ارتباط است قرار مى گيرند، تحت تأثير اين گونه افراد قرار گرفته، مسير انحراف را پيشه خود مى گردانند و كسى پيدا نمى شود و به كسى هم اطمينان پيدا نمى كنند كه با او مشورت كنند و راه صحيح را از او طلب كنند (حتى با پدر و مادر خود).و بالاخره من، پس از سالها فكر كردن و با مشكلات دست و پنجه نرم كردن و انحرافات بسيارى از مدرسه ها و دبيرستانها را مشاهده كردن، ارتباطات تلفنى و ارتباطات نزديك بين دختران و پسران كمتر از 16 ـ 17 را ديدن و شنيدن، از اين گونه رفتارها، رنج مى برم و از اين گونه مسايل بدين نتيجه رسيدم كه هر قدر نونهالان اجتماع از نظر فكر و شجاعت تقويت گردند ولى از نظر ايمان و اخلاق نيرومند نباشند، ديو مفاسد خيلى زود آنها را از پاى درآورده و آنها را متلاشى مى كند و علت اصلى آن، خود پدران و مادران هستند و بدين ترتيب به عنوان واكسينه اى فكرى، لزوم بحث از اخلاق و مفاسد و راه مبارزه با آنها، ضرورى به نظر رسيد كه با شما مشورت كنم و از شما طلب كمك كنم. خواهش مى كنم مرا راهنمايى كنيد، حتّى با فرستادن كتابى در اين زمينه.اگر من بخواهم، با يارى خدا و كمك شما با اين گونه انحرافات نوجوانان و جوانان، تا اندازه اى حتى محدود، در مدرسه و يا دبيرستانى مبارزه كنم، از طريق انتشار اعلاميه هايى در اين زمينه، چگونه مى توانم موفق باشم؟ با انتشار چه اعلاميه هايى مى توانم افكار و عقايد نادرست آنها را منحرف سازم و آنها را نسبت به اين مسايل روشن كنم و راه مستقيم را پيشه راهشان قرار دهم; از شما استدعا مى كنم كه مرا كمك كنيد; البته لازم به يادآورى است كه من هيچ گونه مسؤوليّتى در اين كشور ندارم; منظور من اين است كه حتماً نبايد رييس ارگان و يا رييس سازمانى باشم كه جواب نامه ام را بدهيد; مرا به عنوانى فردى حقير قبول كنيد و جواب نامه ام را بدهيد; بى توجه بودن نسبت به اين نامه يعنى بى توجهى به نسل جوان و جامعه امام زمان، عجل الله تعالى فرجه الشريف، يعنى بى توجهى به اسلام و قرآن.منتظر نامه پر مهر و محبت شما هستم. خواهش ديگرى كه از شما دارم اين است كه چون به ماه مبارك و پر فيض رمضان، نزديك هستيم، خيلى سريع نظر خود را در نامه اى كه مى فرستيد،
مكتوب فرماييد.در حديثِ حَسَن،1 از حضرت امام جعفر صادق، عليه السلام، منقول است كه: هر كه هفت شوط، طواف خانه خدا را بنمايد، حقتعالى براى او شش هزار حسنه بنويسد، شش هزار گناه [از او ]محو بكند، شش هزار درجه براى او بلند كند و شش هزار حاجت او را برآورد، ولى برآوردن حاجت مؤمن بهتر است از ده طواف.2انشاءالله هميشه [از] توجهات و عنايات و الطاف و مراحم خاصّه حضرت بقية الله الاعظم، حجة بن الحسن العسكرى، عجل الله تعالى فرجه الشريف، بهره مند باشيد.

التماس دعا
پاسخ ایت الله صافی گلپایگانی :
بسم الله الرّحمن الرّحيم

السلام عليكم

نامه مفصل و مشحون به مطالب ارزنده و دلسوزى براى نسل جوان و در لفظى ديگر، دلسوزى براى جامعه و براى اسلام عزيز و فرزندان اسلام، واصل شد. بسيار موجب اميدوارى و خوشنودى گرديد.

تأخير در جواب بواسطه كثرت مشاغل، مراجعات و مسايل كتبى و شفاهى است كه بايد به همه جواب داده شود و همانطور كه مرقوم داشته ايد چنين نيست كه نويسنده نامه بايد از مسؤولين يا رييس يك سازمان و ارگان باشد تا جواب داده شود، معاذالله; انشاءالله در جواب ها بيشتر توجه به انجام وظيفه و كمك به نشر معارف اسلام و مكتب اهل بيت، عليهم السلام، و بالا بردن سطح آگاهيهاى جامعه و خصوص نسل جوان است.

مسأله يا مسايل جوانان مسايلى هستند كه همواره مورد توجه آگاهان، مربّيان جامعه و هاديان فكر و انديشه و بخصوص مكتب انبيا، عليهم السلام، و بالاخص، مكتب اسلام بوده و هست.

اصلاحات، سازندگيها، آينده بينى هاى اقتصاد، سياست ايمان و عقيده، همه روى اين قشر تمركز حسّاس دارد; چه آنهاييكه اَغراض فاسده و مقاصد شخصى و قصد افساد و انحراف جامعه را دارند و چه آنهاييكه قصد اصلاح و سالم سازى و خير و سعادت مردم را دارند، روى اين طبقه جوانان و نوجوانان سرمايه گذارى مى كنند.

روحيّات جوانان براى عمل و فعاليت و قدم به پيش بودن و ترقّى و تكامل، آماده است، چنانكه براى سقوط و افتادن در منجلاب انحرافهاى گوناگون و فساد اخلاق نيز آماده اند.

سخن در مباحث مربوط به جوانان و عوامل مؤثر در رشد و كمال و يا سقوط و انحطاط آنها و اشباع درست غرايز و خواسته هاى آنان نياز به نوشتن رساله ها و كتاب ها دارد.

در عصر ما بواسطه گسترش ارتباطات و وسايل سمعى و بصرى و طبع و نشر افكار و آرا و تبليغات مستقيم يا غير مستقيم، مسايل جوانان، بسيار گسترده و پيچيده گرديده كه سالم ماندن يك جوان نياز به مراقبت ها و خصوص مجاهدت و تلاش فراوان خود فرد دارد كه با آگاهى از اوضاع مختلفى كه به عنوان سياست، اقتصاد، مكتب هاى فكرى و مسايل جنسى آنها را و سعادت و سلامت روحشان را هدف قرار داده از خود مواظبت كنند، مجلاّت، روزنامه ها، راديو و تلويزيون و انواع فيلمها در تمام دنيا از مهمترين عواملى هستند كه روى جوانان كار مى كنند و جوامع بشرى را به سوى سعادت يا شقاوت، سير مى دهند.

اين وسايل، جوانان شهرنشين و جوانان روستايى و همه و همه را شامل مى شوند و حتّى لباس و ژست كارگردانان برنامه هاى تلويزيونى نيز، پسر و دختر را در همه جا، حتى در دورترين نقاط، زير تأثير خود قرار مى دهند; البته در ساختن يك جوان سالم و مسلمان، محيط خانه، خانواده، محيط مكتب، مدرسه، آموزشگاه و محيط جامعه، همه مؤثرند و همانطور كه قرآن كريم مى فرمايد:

«وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِاِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِى خَبُثَ لايَخْرُجُاِلاّ نَكِدا».3

محيط ها، مدرسه ها و خانواده هاى سالم يا فاسد، در تربيت نسل جوان، مؤثر است. در گذشته، محيط يك جوان، يك كوچه يا يك روستا يا يك شهر و بازار بود، امّا امروز محيط تربيت جوان و نوجوان، تمام جهان است; البته اين پيچيدگيها و وسعت تضارب افكار و توسعه ميدان مخاطرات به اين معنا نيست كه تصور كنيم چاره نمى توان انديشيد و جوانان و نوجوانان را نمى توان در مسير صحيح، هدايت كرد و غرايز آنها را در راه سعادت خودشان، فعال نمود.

با تمام اين اشكالات، راههاى سالم سازى جامعه و پرورش افكار و تربيت اسلامى جوانان نيز، به موازات اين دشواريها زياد شده و از جمله، رشد آگاهى جامعه و خود جوانها نيز براى سالم سازى، زمينه تأثير تبليغات مثبت و مفيد را فراهم تر نموده است.

بنابراين بايد تبليغات صحيح روى جوانها فراگيرتر و كاملتر انجام شود; بايد مشكلات جوانها را شناسايى كرد و مديريت جامعه، مسؤولين بهسازىِ اخلاق، پدر و مادر و اشخاص و افراد، همه به طور جمعى و فردى در حلّ آنها اقدام نمايند.

همين مسأله مشكل جنسى را كه تذكر داده ايد، دين مقدس اسلام بسيار مهمّ دانسته، به حلّ آن تشويق و ترغيب كرده، ازدواج را در جامعه اسلامى از بنيانهاى بسيار مقدس و محبوب خدا معرفى نموده و تا آنجا آن را حلاّل مشكلات جوانان شمرده، كه فرموده اند: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ نِصْفَ دينِهِ»4 و سعى در انجام آن را بين دو نفر، بقدرى موجب اجر و ثواب معرفى كرده اند كه به هر قدمى كه شخص براى رفع اين مشكل، از زندگى كسى بردارد يا كلمه اى كه بگويد، ثواب يك سال عبادت، كه شب هايش را به نماز و روزهايش را به روزه بسر برده باشد، مقرر شده است.

در رشته هاى ديگر، تعاليم عاليه اسلام، همگان و بخصوص جوانان را تا حدّ ممكن بيمه مى سازد و از آسيب پذيرى دور مى نمايد.

طبع و نشر مقالات، مجلاّت، روزنامه ها، رمانها، فيلمها و برگزارى بازيها، مسابقاتِ فسادانگيز، مطالعه، ديدن، نقل و گفتن آنها و گرايش به لهو، لعب و موسيقى و قمار، سرگرمى هاى مضرّه، مجالست ها، همنشينى، مصاحبت با اشخاص فاسد الاخلاق، همه را، ممنوع فرموده; سلامتى، مانند اينكه براى سلامت بدن و حفظ سلامتى و بهداشت، هم اسلام و هم تعاليم بهداشتى، بسيارى از كارها و خوردنيها و آشاميدنيها را ممنوع كرده اند و از سوى ديگر نشر و طبع مقالات و كتابهاى مفيد و پرورش دهنده عقل، فكر، روح و اشعار و تفريحات سالم، سازنده و مجالست و مصاحبت هاى گوناگون را تشويق و ترغيب فرموده اند و از بيكارى و بطالت كه خود نيز، خواه قهرى و غير اختيارى يا اختيارى باشد، نظر به مشكلاتى كه مى آفريند، سخت نكوهش شده و از كار و عمل و تلاش و فعاليت، مدح و ستايش شده است.

به عقيده ما، همه راه حل ها را، اسلام بيان فرموده است، و اگرنگوييم همه، اغلب مشكلات، براى پياده نشدن اين راه حل ها است.

يك جامعه اسلامى جامعه اى است كه موجبات سعادت جوانان و نوجوانان، در حد ممكن در آن فراهم شده و از اسباب و وسايل انحراف پيراسته و منزّه باشد.

بنابراين همه بايد اقدام كنيم، چه آنهايى كه مديريتهايى در جامعه دارند و بخصوص، آنهايى كه بر وسايل تبليغىِ سمعى و بصرى، به عنوان امين، برگزيده شده اند، بايد حفظ اين امانت را كه از اعظم امانات است، بسيار مهم بدانند و كوتاهى در آن را از بدترين خيانت ها به مردم، اسلام، كشور و به جامعه بدانند; بايد افراد مهذّب، آگاه و ظاهرالصّلاح، در همه پستهاى اين كارها، گمارده شوند.

مطبوعات و جرايد، همه و همه وظايف شان سنگين است. اين گونه كه بسيارى تلقى مى كنند، نيست. بايد جوانان را با مساجد يا مجالس وعظ و هشدارهاى اخلاقى، با مطالعه كتابهاى آموزنده و صحيح دينى، با تواريخ سودمند، با تفسير قرآن مجيد، با مجالس دعا در خط صلاح و فلاح و رستگارى نگاه داشت و خودِ آنها هم كه بيشتر آگاه و متوجه هستند، بايد در خطّ اصلاح خود و هم سنّ و سالان خود تشريك مساعى و بذل فداكارى و كوشش كنند.

بايد اخلاق اسلامى، زهد، آزادگى، پارسايى، قناعت، شجاعت و خودشناسى را به آنها آموخت كه بدانند خود را به هر جريان و هر وضع نفروشند.

و اين كلامِ معجزْ نظامِ اميرالمؤمنين، عليه السلام، را هميشه مقابل چشم دل خود قرار دهند:

«اَلا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاَِهْلِها اِنَّهُ لَيْسَ لاَِنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةَ فَلاتَبيعُوها اِلاَّ بِها»;5، تا بدانند كه انسان بالاتر از اين است كه اسير شهوات، ماديات، افكار و اعمال شيطانى شود و مثل اين اشعار را كه:

«تن آدمى شريف است به جان آدميت نه همين لباس زيباست نشان آدميت

طيران مرغ ديدى تو ز پاى بند شهوت بدر آى تا ببينى طيران آدميت»

زمزمه نمايند.

بحمدالله در معارف شيعه و فرهنگ غنى ما، بيش از آنچه تصور شود، به جوانان و پسران و دختران، ارايه طريق شده است; آيات قرآن كريم، آن همه احاديث شريفه و اين دعاهاى انسان ساز عالية المضامين و اين كتاب ها و اشعار و مقالات.

بايد جوانها را به اين فرهنگ غنى متوجه كرد تا بخوانند و هم عظمت دين خود را بدانند و فرهنگ دينى اسلام را بشناسند و هم خود را بسازند، جوانها و همه را بايد به حسابرسى و محاسبه اعمال راهنمايى كرد تا هميشه در مقام تحصيل ترقى و كمال، بيشتر باشند.

بالاخره آقاى محترم جوان عزيز نوزده ساله كه الحمدلله از اين همه آگاهى و دانايى برخورداريد و شمّه اى از آن را در اين نامه به قلم آورده ايد!

من به شما تبريك عرض مى كنم و از خداوند متعال مى خواهم كه مثل شما را، كه در جوانان و نوجوانان مسلمان، زياد است، زيادتر و بيشتر بفرمايد.

شما جوانان، آينده اسلام هستيد; عظمت اسلام، شوكت اسلام مرهون تلاش و رشد و آگاهى شما است. همه از شما انتظار دارند، اسلام از شما انتظار دارد و قرآن كريم به انتظار شما است و حضرت بقية الله، مولانا المهدى، ارواح العالمين له الفداء، از شما انتظار دارد; بيشترين ياوران آن حضرت، از شما جوانان مسلمان و متعهد خواهند بود.

عزيزان من! اگر ما در اداى وظايف خود نسبت به شما قصور يا تقصير داريم، شما به نفس خود اعتماد كنيد و با توكّل به خدا در دين، ايمان، تقوا، سعى و عمل، ثبات قدم نشان بدهيد، قدم به جلو برداريد و به جلو برويد و فقط عزّت اسلام، سياست مسلمين، رضاى خداوند و خوشنودى حضرت ولى عصر، ارواحنا فداه، و تأمين رفاه و آسايش خلق و خدمت به مردم را وجهه همت قرار دهيد!

خدا يار و ياور شما!

«قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَالمؤمِنُونَ».6

با التماس دعا / لطف الله صافى

 

 

برچسب ها:

به گزارش خبرنگار برنا بعضی وقت‌ها برخی سریال‌ها آنقدر ماندگار می‌شود که تا مدت‌ها مردم در موردش حرف می‌زنند. مخصوصا اگر سریال اعتقادات مردم یا بهتر بگوییم عشق مردم به ائمه را نشانه گرفته باشد، مثل سریال مختارنامه…

در این مواقع مردم پا به پای شخصیت‌ها می‌روند در دل وقایع؛ یک بار همراه مادر وهب می‌شوند، همان موقع که سر جوان تازه دامادش را به سمت دشمن انداخت و گفت: در آیین ما نیست هدیه‌ای که در راه خدا داده‌ایم، پس بگیریم… یک بار برای زخم‌های مولای عشق گریه می‌کنند، همان موقع که زینت دوش نبی نماز ظهر عاشورا می‌خواند و یارانش سپری بودند برای حفظ جان مولا… اصلا هربار که تصویر می‌رفت در دل دشت نینوا و رود فرات چشم‌ها گریان می‌شد… (و چقدر حیف که لحظه شهادت علمدار را کامل نشان ندادند)

حدود یکسال پیش بود که زمزمه پخش سریال مختارنامه در میان مردم جایش را باز کرد سریالی که حوادث بعد از قیام کربلا را نشان می‌داد و در آن مختار به خونخواهی حسین (ع) و یارانش قیام می‌کرد. قسمت های اول سریال چندان بازخورد در جامعه نداشت چرا که هنوز مختار تشکیل حکومت نداده بود.

اما هنوز سریال به یک سوم نرسیده بود که حرفها و نظرات در مورد این سریال شروع شد. بعضی‌ها کم لطفی می‌کردند و از ته و بن سریال را می‌زدند. یکی می‌گفت پر از سوتی‌های کلامی و تصویری است، دیگری می‌گفت ایرانی‌ها را تحقیر کردند و… اما مختار جایش را در میان مردم باز کرده بود.

یک جریان مثبت در جامعه برای شناخت ائمه
سید علی بنی صدر، کارشناس مذهبی در گفت‌وگو با خبرنگار برنا درباره ویژگی های مثبت مجموعه تلویزیونی مختارنامه از دیدگاه مذهبی گفت: مختار نامه و مجموعه های مشابهی که در 10 سال گذشته تولید و پخش شده است جریان مثبتی را در جامعه ایجاد کردند. با جزییات آن کاری ندارم وبه شکل کلی آن را بررسی می کنم. مجموع کار یعنی برآیند نهایی آن جریان مثبتی را در جامعه ایجاد کرده است. این جریان مثبت را از چند جنبه می‌توانیم تحلیل کنیم. اول اینکه اینگونه کارهای سینمایی و تلویزیونی تاثیر به سزایی در بالابردن سطح علمی جامعه دارند، مختارنامه جنبه های عملی بسیاری داشت و مردم را با تاریخ دوران مختار و حوادث مقارن با زندگی مختار از جمله قیام عاشورا ، قبل از آن امامت امام حسن مجتبی(ع) و روزهای امامت امام سجاد(ع) آشنا کرد.

وی می افزاید: قبل از تولید و پخش این سریال عوام جامعه تا این اندازه از اوضاع و احوال جامعه مطلع نبودند. به ویژه اینکه بخش اعظمی از این مجموعه ارتباط مستقیمی با واقعه عاشورا و شهادت سید الشهدا (ع) و اصحاب و یاران ایشان دارد. در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم آن شیعه اثنی عشری هستند و محب حضرت سیدالشهدا(ع) هستند و بنابراین اینکه بتوانیم چنین کارهایی را ارایه کنیم که به ارتقای سطح علمی و اطلاعات تاریخی جامعه مان کمک کند و بتوانند تاریخ دین و مذهب خودرا بشناسند جریان مثبتی است.

بنا بر گزارش برنا جای پای سریال مختارنامه آنقدر محکم شده بود که بعضی‌ها جلوتر از پخش سریال پیامک می‌زدند و درباره قسمت جدید ( در صورتی که موضوع خاصی داشت) خبر می‌دادند. مثلا پیامک می‌زدند “امشب حرمله به درک واصل می‌شود”، “امشب اولین تصاویر از کربلا نشان داده می‌شود” و بعد از پایان سریال ” این جمعه‌ها که ختم به مختار می‌شود، بدجور دل طلب دیدار می‌شود، ای منتغم بیا که به عالم خبر دهیم، شیعه عزیز است و بی تو خوار می‌شود.” 

صدر می‌گوید: از دیدگاه فرهنگی باید گفت یک سری از ارزش ها و آرمان های مذهب و اندیشه شیعه و بعد ایرانیان در این قبیل کارها به تصویر کشیده می شود و این اتفاق ارزش ها و آرمان ها را در جامعه بیدار می کند و به جانب ارزش هایی می برد که شاید حتی گاهی سست شده باشند. این ارزش‌ها اگر تقویت شوند بسیار تاثیرگذار هستند و مجموعه های این چنینی به ویژه مجموعه مختارنامه این موارد را تقویت می کند.

وی در ادامه افزود: مورد دیگر ارزش و آرمان شهادت است. سریال مختار شهادت را زنده می کند .در قسمت آخر می بینیم با تعداد سپاهیان اندک می روند و شهادت در نظر آنها قطعی است و این اتفاق هم می افتد. برای این افراد مسجل است که کشته می شوند و برای رسیدن به هدف واقعی و آرمانی خود؛شهادت دست به این کار می زنند. بنابراین این صحنه ها در این مجموعه ارزش شهادت را زنده می کنند. ارزش های دیگری مقل مقاوت و پایداری هم در این مجموعه زنده می شوند. پایداری در مختار نامه واضح است و یکی از سمبل های پایداری در این سریال “عمره” همسر مختار است. او مقاومت می کند ،در بیابان زندگی می کند، پدرش فردی حکومتی بوده است ،او به خاطرمختار و ارزش هایش مقاومت می کند،دوری او را تحمل می کند و در آخرین وعده هم به شهادت می رسد.

عشق بود عشق بود عشق
این محقق مذهبی با بیان اینکه ارزش دیگری در این مجموعه به تصویر کشیده شده است و آن اسطوره حریت است خاطرنشان کرد: حریت و آزادگی در مختار به زیبایی به تصویر کشیده شده است. این حدیث که حق را بگویید حتی اگربه ضررتان باشد. آزادگی و حریت همین است، یعنی اینکه انسان بر مدار حق بچرخد،چه به نفع یا ضررش باشد. دوستی ها رابطه ها و مراوده ها مانع از این نشود که انسان دست از حقیقت و حق خواهی خود بردارد و این مورد در مختار نامه به خوبی تصویر کشیده شده است و این ها ارزش هایی هستند که اگر در جامعه ما تقویت شوند،می تواند جریان سازی کند و اتفاق های خوبی را در پی داشته باشد.

دوستی می‌گفت: در آن قسمت که شمر کشته شد پدرم اشک می‌ریخت و می‌گفت: لعن الله علی قوم الظالمین، لعن الله…

شب گذشته سریال مختار با شهادت ابواسحاق و با تمام حواشی و نقدهای صحیح و ناصحیحش به پایان رسید. ابواسحاقی که خیلی‌ها را گریاند و قند توی دل خیلی‌ها آب کرد. همان موقع که داعیه حکومت علیه تزویر برداشت و بر کاخ کوفه تکیه زد تا قصاص کند عاملان شهادت فرزندان رسول خدا را، همان موقع که غسل جنگ و شهادت کرد در آب فرات یا همان موقع که… نمی‌توان از نقدها گذشت، اما داستان مختار داستان عشق و دلدادگی بود عشق عمره به حکومت مختار، عشق کیان به حسین(ع)، عشق…

 

برچسب ها:

صفحه 1 از 3123

برچسب ها